خواب.

یه وقتهایی ادم عجیب دلش خواب میخواااااااااد ولی درس داره دلش میخواد بپره بغل بالشش!!

۰۰۰

اهان راستی یه دعای دیگه فنیه دیگه به کارم گیر نده و بگه عالیه و تمام !پولمم بده!

۰۰۰

گاهی فکر میکنم تنها دلخوشیم اونه ... 

یعنی دلخوشیام با اون معنا پیدا میکنه ! 

کاش گلی اونا سالم بمونه!کاش اس م دلیور بشه!کاش دیر نرسه اس م !مرسی خدا! 

کاش برادر اون دختره خوب بشه همونی که با قفل فرمون یکی زده بود تو سرش!کاش دنی و نی...خوب شن!کاش مینا خوب خوب بشه +ُ-ش جاش عوض شن!کاش فافا قبول شه و شر کنده بشه با نمره عالی و دلخواه کاش معدلم بالای ۱۷بشه مشهد درست شه دکت...قبول شم!مامانم سالم و خوش اخلاق باشه از پول و دست و پا نیفته هیچکی و او!روح همه شون شاد باشه! 

خارج...درست شه!مریضیمون رفع شه !شر اشرار کنده بشه! 

سردردم خوب شه!وضع اقتصاد هم ... 

همه اونقدری پول داشته باشن هرکاری بخوان باهاش بکنن یعنیی خوب ها !شرمنده کسب نباشه!زندانیا سیا/*سی ازاد بشن و موسو/ی و کرو/بی نیز 

چشم و گوش وزبانمون از آن تو بشه.

۰۰۰

امروز رفتم یه صفایی به صورتم دادم:) 

دریغ از اینکه مامان بگه چه خوب کردی!چه خوب شدی! 

یعنی کلا میگم من با این خانواده ای که دارم از خوشی تا حالا نمردم خوبه!!!!! 

دونگ جین وقتی میام خونه اینشکلیه 

مامی هم  

 

اوج افسردیگه هاااااا منم و دلخوشی های اندازه ارزن که اینها هم ازم میگرن از همین الان شمشیر رو از رو بستن که سفر نه!!!!!!! 

ادم به کسی هم نمیتونه بگه عین تف سربالاست! 

اونوقت سهی...مامانش گفته حتما برو سفر... 

یه دردهای مبهمی توی بدنم هس نمیدونم از کجام  

موندم چه طوری جیم شم شنبه واسه بل/یط

...

کاش الان تنها بودم یا خوابگاهی جایی دنج که میرفتم هق هق   گریه میکردممممم

۰۰۰۰۰

اسم اون وبلاگ رو اوردم اونجا دیگه کامنت نمیذاره یه جای دیگه میذاره ! 

همش دارم گریه میکنم من خودمو واسش جرررررررررررررررررررر میدم اونوقت .... 

شاید خسته شده ازم .... 

من ؟! 

 

 

 

 

حالم خیلی بده پر از اشکم و گریه...

۰۰۰

امروز ساعت۱۲نت نشین بوده و من فکر کردم نتی نداره ! 

و من اینقدر حالم بد! 

گفت قعطه ...

اشک.

دیوانه وار حضورش را توی نت احساس میکنم ولی او هیچ گاه ... 

میاید خانه اش خانه ما نمیاید ...چه دردناک که دلم نقطه ای میشود وقتی صندوق پستی ام پر میشود باز این اشکای لعنتی....

آه

کلی درس دارم ولی چشمام درد میکنن و کمی هم سرم ! 

به امید هوای بیرون و روز ۱شنبه دارم زندگی رو طی میکنم! 

همسایه بغلی ها خیلی شلوغ میکنن! 

چندروز پیش به مامان میگفتم ذوق زندگی دونفره و غذا پختنو دارم گفت خاک... 

گاهی گمان میکنم مامان به وحشتناکی امالیا است با همان وسواس های دیوانه وار...سکوت میکنم خسته ام چشمام درد میکنن عصری کلی دلم گرفته بود  وخواب بودم بد خیلی بد خوابیدم با کلی گریه کسل بیدار شدم خداکنه عصر قرصای پوستم روی چشمام منفی نبوده باشه ... 

این هفته خیلی بد بود خیلی جاش خالی بود امتحان بود و نبود او دلتنگی من و تعطیلی ها و نبود اینترنت !بعدشم هم سفری که میدانم نیستم در هیچ کجایش و عادت دارم لابد و الان باز چشمام گریون میشه و سرم و چشمام ... 

آهههههههههههههه.

۰۰۰

گوشتم به تکونه که نکنه مرتیکه فنی مجددا از کارم ایراد بگیره جرئت ندارم برم تو ایمیلم! 

میترسم سرم باز درد بگیره میترسم چشمام باز شمارش زیاد شده باشه! 

خدایا زودتر ۱شنبه بیاد و من راحت شم از امتحانات واقعا دیگه چشم هام داغونه دیگه نمیتونم باز قرص بخورم معده م پیاده شده خدایا زودتر این درسه هم تموم شه دلم میسوزه شنبه و دوشنبه برای اصلاحیه کارم راهی دانشگاه شدم ولی وقت و انگیزه درست کردن وازهمه مهم تر چشم کار کردن ندارم مامان میگه قرص راکوتان رو چشم اثر منفی داره از این ور ادم میخواد پوستش جوش نزنه از اینور کور میشه خداکنه این سری بگه دیگه قرص نخور 

خداییییییییییا کمکم کن