-
عذاب وجدان.
دوشنبه 19 دیماه سال 1390 00:27
کل صبح مان به بطالت رفت حداقل یک چیز دستمان امد اینکه انقدر یک نفر را ناامید نکنیم کمی هم مراعات شرایط طرف را بکنیم فکر کنیم شاید این ادمی که اکنون در مقابل ما نشسته خودش کلی بدبختی دارد و با کلی امید و ارزو امده ! اقای محترم اقای استاد ای کسی که میتوانی الگو باشی کمی هم فکر کن این دانشجوی بدبخت خودش کلی حالش خراب است...
-
۰
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 17:54
نمیدونم چه مرگم شده ! دوباره دوستی مون شروع کرد ولی من اینو نمیخواستم ! ولی نمیدونم چی میخواستم ؟ امروز یادم افتاد باید خودمو جمع کنم وکردم ! چرا حرف زدم؟چرا اس؟چرا کامنت؟ چم شده؟ چی میخوام؟ دلایل من هنوز سرجاش هست؟
-
؟
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 13:55
امروز عنبةةةةت ری/د تو حالمان ! با دوستی حرف زدم و شاید خوب بود! دلستر استوایی خوردم و کلی از درسا واموندم و ناامیدی خریدم در اثر رفتنم ... ... مه..را هم دیدم خدا کند هوای خانه مان را نکنند خداکند ناراحت نشده باشد از دوستی خانوادگی ما ! دل بکن که دیگه دیره ...
-
؟
شنبه 17 دیماه سال 1390 23:50
نمیدونم امروز کار درستی کردم یا نه فقط دلم اروم شد ولی دیشب جمعه ای که او هرگز کامنت نمیگذارد رفته گذاشته حالا اصلا وبشم چک نکرده شیطونه میگه برم کامنتو پاک کنم و انگار نه انگاررررررررررر دارم قرار نبود چشمای من خیس بشه ...گوش میدم ! چی شد که باز شروع کردم!! خدایا چی کار کنم ؟اراده پس چی شد؟ مگه صبر نخواستم و...
-
دلتنگی
شنبه 17 دیماه سال 1390 21:00
غرورم رو گذاشتم کنار و صبحی اس دادم دل تو دلم نبود خب!چه میکردم؟! اخه با وح....صحبت کردم گفت ادم چه دلیلی داره خودشو اذیت کنه ! دلم میخواست جواب اس رو نده ولی داد خب دلتنگ بودم چه میکردم؟
-
...
شنبه 17 دیماه سال 1390 00:08
در سطح گریه دلم تنگ شده !! دارم فکر میکنم جای خالیم پیداست؟جایی ارام و مخفی مینویسد؟
-
سخته!
جمعه 16 دیماه سال 1390 21:33
فقط دلم میخواهد صدای اهنگ را زیاد زیاد کنم کسی نباشد خانه بعد کمی گریه کنم و بشینم سرکارم ! چرا حوصله ی هیچچی رو ندارم ؟ خدایا خواهشا دلیل قطعی اون شماره رفتنم به اون سایت نباشه! خدایا صبر بده+فراموشی و ارامش و سرعت در کار و تمرکز خدایا فیس فا را نرفته باشم توش! خدایا خسته ام ...و دلم هم تنگ شده میدانی که؟ دلم یک...
-
شلوغ است و...
جمعه 16 دیماه سال 1390 21:26
الان کامنتش را در پست دیگری دیدم همین که حالش لابد خوب است خوب است برایم ! لابد طرح دوستی میریزد با او هم کم کم و او هم کم کم جایم رو پر خواهد کرد! روزهای سختی است شلوغ است و امتحان شلوغ است و دلتنگی و شلوغ است و کلی برنامه ای که میشود زد زیر همه شان ! و من یادم میاید هیچ وقت از خانه اش برایم کامنت نذاشت ! و حالا ۱سال...
-
ادب اصیل ما...
جمعه 16 دیماه سال 1390 10:41
شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با...
-
چشم ها.
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 23:21
چشمهایم ترجیح میدهند بخوابند چشم هایم حوصله ی این همه کار کردن و به کامپیوتر چشم دوختن را ندارند چشمهایم هوس تابستان کرده اند ... ولی من هنوز کار دارم هنوز باید ... چشم هایم میسوزند...
-
چرا؟
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 23:19
وای فقط خدا میداند که چقدر دلم تنگ شده واست خیلی خیلی... گاهی دلم میخواد بشم یه ادمی که کلی لباس های رنگی میپوشد و اسپرت ست میکند و لاک میزند و موهایش را میریزد روی صورتش و صدای بلند هرهر کرکرش بلند باشد ووو برود کلاس زبان با همه راحت ارتباط برقرار کند و نترسد از حرف زدن با زبان بیگانه ! چرا اینقدر از این ادم فاصله...
-
دلتنگی
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 20:35
هنوز فکر میکنم چه طور شد که تمام شد؟چطور همه ی ان خاطرات محو شد؟دلتنگم برای کسی که برای من نبود.
-
بیتفاوتی مدنی از دید زیمل
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 20:33
زهره روحی:نخست نگاهی به برخی از نظریات زیمل بیندازیم. او معتقد است که یکی از ویژگیهای بسیار مهم انسانهایی که در کلانشهرها زندگی میکنند، «آزادیِ شخصی» و «آزادی حرکات» اوست (ص103). اگر خوب به این مسئله دقت کنیم به یاد میآوریم که در فضاهای عمومی ـ شهری به این چیزی که زیمل اصطلاحاً به آن میگوید «آزادی شخصی و آزادی...
-
؟
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 19:23
ما اصولا برای پرداختن به واجبات خود نیازمند یک شوک هستیم؛ چنانکه وقتی زلزلهای شدید میآید به فکر مقاومسازی بناها میافتیم و ظاهرا هنوز به آن سطح از بلوغ دست نیافتهایم که پیش از وارد آمدن شوک، ضرورتها و نیازهای خود را تشخیص دهیم. دکتر سهیلا صادقی عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز طی سخنانی با...
-
سعید مدنی و چگونگی نگاه به مسائل اجتماعی
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 19:02
نگاه آسیبشناختی به مسایل اجتماعی، نباید مانع از این بشود که در ارزیابی نهایی، آن نگاه را ملاک ارزیابی کل وضعیت اجتماعی قرار دهیم. این دو، بعضی موقعها حتی در تعارض با هم قرار میگیرند. مثلا اگر ما شاخصهای وضعیت قتل را در ایران بررسی کنیم پس از انقلاب هم تعداد موارد وقوع قتل افزایش پیدا کرده و هم، تعداد قتل به نسبت...
-
شل سیلور استاین.
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 18:27
گاهی بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند، گاهی نیز آدم هایی را می یابیم که با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند. برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم که دوستمان نمی دارند، همان گونه که آدم هایی نیز یافت می شوند که دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداریم. به آنانی که دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می...
-
دلـت را بتـکان ...
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 18:25
غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن دلت را بتکان اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن به دیوار دلت ... دلت را محکم تر اگر بتکانی تمام کینه هایت هم می ریزد و تمام آن غم های بزرگ و همه حسرت ها و آرزوهایت ... باز هم محکم تر از قبل بتکان تا...
-
...
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 14:06
دلم برایش تنگ شده برای تمام اخر هفته ای که دلم میخواست بیشتر بماند دلم برای اینباکس اینجا هم تنگ شده که نام وبش میامد بالا توی حلقم اصلا... دلم برای اس ها و زنگ ها و حرفها برای بچه شدن ها و بازی ها برای هدیه ها برای دلتنگی ها و دلگرفتگی ها و سردردها و خستگی هایی که با تو میگفتم وحالا جای خالیت بدجور توی ذوق میزند هنوز...
-
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین
پنجشنبه 15 دیماه سال 1390 00:26
To fall in love عاشق شدن To laugh until it hurts your stomach .آنقدر بخندی که دلت درد بگیره To find mails by the thousands when you return from a vacation. بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation to some pretty place. برای مسافرت به یک جای خوشگل بری To listen to your favorite song in...
-
هی وای
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 20:50
۱سال است کامنت نگذاشته ای و من در حسرتش و حالا باید حسرت اپ شدن وبلاگت را هم بکشم :) طنز تلخی است
-
قرار نبود هرچی قرار نیست بشه.
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 20:43
اخرین حرفا را داشتم میخواندم دلم میخواستن عین ماجرای اندفعه انجمن بهم برخورد و بیندازمت سطل اشغال خاطرات ولی هنوز نتونستم ... دارم گوش میدم :قرار نبود چشمای من خیس بشن ....
-
اولین حقوق:)
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 15:37
خوشحالم که اولین حقوق هرچند کم رو گرفتم از این جهت که عین کمک هزینه ها لازم نیست پس بدم ۱۴/۱۰/۹۰ کاش مشهد بهمن درست شود امروز رفتم توی فیس اون و همسرش متنفرشدم باز ولی جای خالیش هست شه هم ظاهرا اوضاع باشوهرش خوب شده ایشاا...پردووم باشه. فعلا همینا دیگه
-
کاش
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 11:59
جااااااااات خالیه ! خیلی! و کاش... دلم اهنگ شاد میخواد گشتم امده اهنگ ولوله رضا غلامی حالا اونوقت اینم که در مورد عشق و عاشقی خدایا صبر بده+فراموشی +ارامش ...
-
من ...
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 11:45
دلم چنین جاهایی میخواد و خودم این حس رو داشته باشم... دلم اهنگای شاد میخواد...
-
درد
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 11:16
لعنتی گفتم نمیشه ننویسیم ... نوشتن رو هم ازمون گرفتی... و من نه راه پیش دارم و نه پس تو هم که سکوت... درد است خب میبینی؟
-
کاش.
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 00:26
کلی از کافه های این حوالی را رفته ام برخی بیشتر حال داده اند و خاطره شده اند و ادم وقتی تنهاست هم میتواند به انان پناه برد مثل کافه ی امشب... دلم تو را میخواست ...و برچسب هایی که هنوز نمیتوانم بدون تو نگاهشان کنم ... تو که نیستی من با کی کودکی کنم؟به کی زورگویی؟به کی گیردهم؟ چه کسی را ارام کنم؟چه کسی را نصیحت؟چه کسی...
-
شغل.
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 00:12
دلم یک چیزهای خاصی میخواهد به عنوان کار اینده: ۱-مجری و برنامه ریز برنامه ی اپرا ۲-مجری و برنامه ریز برنامه ی پرگار ۳-تدریس در مقطع دبیرستان در رشته ی مورد نظرم ۴-تدریس در مقطع کارشناسی در رشته ی مورد نظرم ۵-نماینده مجلس ۶-روان شناس ۷-در کنار کارم عکاسی هم کنم ... از ان سوژه های ناب...بعد لابد بفروشمشان ۸-در کنار کارم...
-
:)
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 00:05
گاهی حسودیم میشه به عشق نی ...به عشق مهره و... و به خیلی چیزهای دیگر به ذوق این وبلاگها +ارزو و ایکونهایش میایم وبلاگ و بلاگفا! خداروشکر فردا جلسه نداریم خداروشکر فردا پول رو میریزن حسابمون ...خداکنه اولین ... خداکنه زیاد باشه:))اولین باره که قراره بهش برگشت نخوره!خیلی شیرینه اگه واقعی باشه:)) جاش خالیه صندوق پستیم پر...
-
برای لبخند
سهشنبه 13 دیماه سال 1390 21:59
وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه! * اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن! * موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی 2-2 تموم شده! * هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید...
-
او دیگر نیست.
سهشنبه 13 دیماه سال 1390 21:41
چندتا وبلاگ باز کردم اهنگها باهم قاطی شدن و ... بوی کتلت میاد خیلی بدم میاد تازگی ها به کی بگم شام نمیخوام میل ندارم جایش خالی است من از خلا و بینیازی دیروز درامده ام توی تاکسی دلم میخواست... دلم شاید میخواست پیام ...بیاد ...:) امتحان را دادیم و...کاش فردا جلسه نباشد ...خسته ام ...بیدرسی میخوام و او را و چقدر دلم...