درد مننننننننننن.

عکس روی دستکتاپم یک اناری است که رویش برف نشسته ! 

قبلیش دختری بود که یک برگ زرد زرد را خندان جلوی دوربین گرفته بود مثلا دارم فصل به فصل عوض میکنم چقدر دلم میخواست اینها را با او تمرین کنم دانه دانه ی فیگور ها را:) 

 

 

خدایا همچنان بیخیالی میخوام و بیتفاوتی مثل امروز را فراموشی را با تمام وجود

راههای شاد ماندن...

خدمتکار یک دانشمند موظف بود هر روز او را راس ساعت مشخصی از خواب بیدار کند.

 او عادت داشت هر روز با این کلمات ارباب خود را صدا بزند: برخیزید یک روز دیگر برای یک کار مهم و بزرگ دیگر آغاز شده است.

این روزها زندگی‌ها سخت شده است و مشکلات از هر سویی به ما هجوم می‌آورد. زندگی مدرن در کنار آسایش و راحتی که به ارمغان آورده، سبب دلمشغولی بیشتر افراد شده است.

بسیاری از ما هفته‌ها و یا ماه‌ها از دوستان و فامیل و کسانی که دوستشان داریم بی‌خبر می‌مانیم و آن‌قدر در زندگی روزمره غرق شده‌ایم که یادمان نمی‌آید آخرین بار کی عزیزانمان را دیده‌ایم و از شادی حضور‌شان لذت برده‌ایم. بهار و تابستان، پاییز و زمستان می‌گذرد بی‌آنکه زیبایی‌های این اعجاز طبیعت را درک کنیم.

اما زندگی می‌تواند به زیبایی رؤیاهایمان باشد. فقط باید باور داشته باشید.

بیایید با انجام کارهایی ساده زندگی را دلچسب‌تر، شادتر، زیباتر و ساده‌تر کنیم.

همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، از خداوند تشکر کنید که روز دیگری به شما داده است. آنگاه برنامه روزانه خود را تنظیم کنید و این سرفصل‌ها را هم در نظر بگیرید:

1- سلامتی 2- شخصیت اجتماعی 3- جامعه

خوردن یک صبحانه مفصل نخستین قدمی است که برای سلامتی بر می‌دارید. برنامه‌ریزی کنید که آب فراوان بنوشید. ناهار را مختصر و شام را سبک بخورید. خوردن سبزیجات و اجتناب از غذاهای فراوری شده را فراموش نکنید.

این سه اصل را فراموش نکنید و همیشه در خود حفظ و تقویت کنید: انرژی و توانایی، اشتیاق و شوق، احساس دلسوزی و همدلی.

در هنگام بروز مشکلات، روحیه خود را با کمک نماز و دعا،  تفکر و اندیشه و ورزش بالا ببرید.

وقت بیشتری را به خواندن کتاب و بازی اختصاص دهید.

در روز 10 دقیقه از وقت خود را به سکوت و تفکر اختصاص دهید و به اندازه کافی بخوابید.

روزانه 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در هنگام پیاده‌روی حتما لبخند روی لب داشته باشید.

زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید. شما ظاهر زندگی آنان را می‌بینید و نمی‌دانید که درون آنها چه می‌گذرد.

افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. بیش از حد توان خود، کاری انجام ندهید. خیلی خود را جدی نگیرید.

انرژی خود را صرف دخالت یا بهتر بگویم فضولی در امور دیگران نکنید.

هنگام بیداری بیشتر خیال‌پردازی کنید.

حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

با گذشته خود رفیق باشید و از آن پند بگیرید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

هیچ کس مسئول خوشحال‌کردن شما نیست، مگر خود شما.

بدانید که زندگی مدرسه‌ای است که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر هستند.

بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

گهگاهی به دیدار خانواده و اقوام خود بروید یا حداقل به آنان زنگ بزنید.

هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. خطای دیگران را ببخشید.

زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

سعی کنید حداقل هر روز به 3نفر لبخند بزنید.

اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

زمان بیماری، شغل شما به کمک شما نمی‌آید بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

کارهای مثبت انجام دهید. از هر چیز غیرمفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

خداوند درمانگر هر چیزی است. ذکر و یاد خدا شفای هر دردی است. هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذراست.

مهم نیست که چه احساسی دارید؛ باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

بیشترین شادی...

سلامت > عمومی  - همشهری آنلاین:
یک گزارش جدید بوسیله سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) می‌گوید دانمارکی‌ها شادکامترین مردم جهان هستند.

به گزارش لایوساینس OECD در تحقیق "زندگی چگونه است؟" که نتایج آن در 12 اکتبر به صورت آنلاین منتشر شده است، از داده‌های به دست آمده از نظرسنجی‌های جهانی موسسه گالوپ استفاده کرد تا شادکامی و رفاه را در مردم 40 کشور متفاوت را محاسبه کند، و همچنین عواملی که قوی‌ترین تاثیر را بر شادکامی مردم دارند، بررسی کرده است.

شهروندان دانمارک در یک مقیاس 0 تا 10میزان رضایت زندگی خود را به طور میانگین 7.8 اعلام کردند. شهروندان کانادا، نروژ، سوئیس، سوئد، هلند، استرالیا و فنلاند در رده‌های بعدی از لحاظ رضایت زندگی قرار دارند. ایرلند، اتریش و آمریکا با میانگین رضایت از زندگی 7.2 رده‌های بعدی در این جدول را اشغال می‌کنند. مردم چین و مجارستان در میان این 40 کشور پایین میزان رضایت از زندگی، هر دو 4.7، را ابراز کرده‌اند.

هنگامی که سوال "احساس‌ امروزتان چیست؟" دانمارکی‌ها باز در صدر قرار می‌گیرند، و 88 درصد آنها پاسخ دادند که احساسی مثبت دارند. در این مقیاس آمریکاییها با ابراز احساسات مثبت بوسیله 83 درصد افراد، در رده 19 قرار می‌گیرند.

در مجموع گزارش OECD نشان داد که رفاه در این کشورها به طور میانگین در طول 15 سال گذشته افزایش یافته است. مردم ثروتمندتر شده‌اند و با احتمال بیشتر دارای شغل هستند؛ شرایط سکونت بهتری دارند و به میزان کمتری در معرض آلودگی هوا قرار دارند؛ عمر طولانی‌تر می‌کنند و تحصیلات بالاتری دارند؛ همچنین میزان قرارگیری مردم این کشورها در معرض جنایات در طول این دوره کاهش یافته است.

اما این گزارش نشان می‌دهد در درون این کشورها تفاوت قابل ملاحظه‌ای میان  افراد از لحاظ شادی وجود دارد. OECD می‌گوید: "برخی از گروه‌های جمعیتی، به خصوص افراد کمتر تحصیل‌کرده و کم‌درامد به طور عمومی از لحاظ تمام ابعاد رفاه مورد بررسی در این گزارش وضعیت بدتری داشتند. برای مثال، این گروه‌ها عمر کوتاه‌تری دارند و مشکلات بهداشتی بیشتری گزارش می‌کنند؛ کودکان آنها در مدارس نمرات بدتری می‌گیرند؛ کمتر در فعالیت‌های سیاسی شرکت می‌کنند؛ در هنگام نیازمندی بر شبکه‌های اجتماعی ضعیف‌تری تکیه می‌کنند؛ بیشتر در معرض جنایات و آلودگی قرار می‌گیرند؛ و نسبت افراد تحصیل‌کرده‌ار و پردرآمدتر در کشورشان کمتر از زندگی رضایت دارند"

OECD همچنین به بررسی عوامل زندگی که بیشترین تاثیر را بر رفاه افراد دارند پرداخته است. این سازمان بیش از نیم میلیون نفر از سراسر جهان را در یک نظرخواهی آنلاین مورد بررسی قرار داد، و بعد میزان شادکامی و رضایت زندگی آنها را با سایر مشخصات آنها مانند وضعیت اشتغال و مشارکت سیاسی و اجتماعی آنها مورد مقایسه قرار داد.

پژوهشگران OECD اول از همه دریافتند که "داشتن شغل عنصر اساسی در رفاه است. شغل‌های خوب درآمد مناسبی را برای فرد فراهم می‌کنند، اما در عین حال هویت شخصی و فرصت برای روابط اجتماعی را هم شکل می‌دهند."

این نظرخواهی همچنین نشان داد، فاصله کمتر میان محل کار وزندگی، دسترسی به فضای سبز، محیط زیست پاک، گذراندن زمان بیشتر با دوستان و خانواده، وضع مناسب سلامت و مشارکت در فعالیت سیاسی (برای مثال امضا کردن تومارها و در تماس بودن با نمایندگان) همگی به طور مستقیم با احساسات شادکامی افراد ارتباط دارند، و اثری بزرگتری نسبت به میزان درآمد افراد بر شادکامی آنها دارند.

به گفته دبیرکل OECD، آنخل گوئرا، نتایج گزارش "زندگی چطور است؟" بیانگر آن است که دولت‌ها باید بر اهدافی به جز پیشرفت اقتصادی نیز متمرکز شوند.

گوئرا گفت: "برخی ممکن است تعجب کنند که سخن گفتن درباره رفاه و شادکامی، به جای تنها متمرکز شدن بر رشد اقتصادی، برای خروج کشورهای ما از این بحران ضروری است. "

"من قویا اعتقاد دارم که لازم است در سیاستگذاری‌های‌مان تصویری کلی‌تر را در نظر داشته باشیم، زیرا رویکرد "رشد به صورت معمول" دیگر کافی نیست. در پس‌زمینه سیاسی دشوار فعلی، تعیین کردن اهدافی کانونی به جز میزان درامد، مانند بهبود بخشیدن به احساس رفاه شهروندان، تضمین دسترسی به فرصت‌های مشارکت و حفظ محیط زیست اجتماعی و طبیعی ما بیشترین اهمیت را دارد."

شادی در جامعه...

شادی یک هیجان انبساطی زودگذر است، اما نشاط یک احساس بهجت و شادمانی درونی است که پایدار و بادوام است. شادی همیشه با هیجان‌های لبخند و خنده همراه است اما در نشاط احساس بهجت و سرور لزوما با خنده همراه نیست ولی احساسی است که موجب لذت فرد می‌شود. تفاوت دیگر این است که می‌توان شادی منفی و یا کاذب هم در نظر گرفت، اما نشاط در انسان همیشه مثبت است. به عبارت دیگر شادی مثبت می‌تواند به نشاط تبدیل شود اما شادی کاذب منجر به نشاط انسان نخواهد شد. حتی تجربه نشان داده است که شادی‌های کاذبی که توسط محرک‌های متفاوت مثل داروهای روانگردان، مواد‌مخدر، الکل، موسیقی بسیار تند، تمسخر دیگران و از این قبیل به‌دست می‌آید، پیامدهای اندوه و افسردگی خواهد داشت. 

عوامل ایجاد شادمانی

در ذیل به مهم‌ترین عواملی می‌پردازیم که در ایجاد شادمانی نقش اساسی دارند. بخشی از این عوامل که در واقع ویژگی‌های تعیین‌کننده یک جامعه هستند و میزان شادی و رفاه افراد آن جامعه را تعیین می‌کنند:

ثروت: در اینجا منظور از ثروت میزان قدرت خرید مردم و امکان تهیه تسهیلات زندگی است. این شاخص به‌طور واضح تعیین‌کننده استطاعت مادی افراد برای تأمین نیازهای اولیه انسانی است. تحقیقات نشان می‌دهد که رابطه مثبت میان ثروت و میزان شادمانی پس از یک روند منطقی افزاینده سیر کاهشی پیدا می‌کند. به عبارتی دیگر هرچند توانایی مادی چون مواد غذایی، سرپناه و... ملزومات اولیه برای برآوردن نیاز‌های اساسی انسان و شادمانی او شرط لازم محسوب می‌شود اما به هیچ عنوان شرط کافی نبوده و با افزایش این توانایی‌ها شادی افراد افزایش نمی‌یابد.

آزادی فردی: افراد در جوامعی شادمان‌تر هستند که محدودیت‌های فیزیکی و روانی کمتری را تجربه می‌کنند. به‌طور کلی احساس کنترل داشتن بر محیط به جای احساس در کنترل محیط بودن از عوامل تعیین‌کننده شادمانی است که میزان آن در جوامع مختلف متفاوت است.

دسترسی به معلومات: این بعد بیشتر ماهیت شناختی ملزومات شادی را یادآور می‌شود و شامل عواملی چون سوادآموزی و میزان ثبت نام افراد در مدارس، دانشگاه‌ها و استفاده از رسانه‌هاست.

برابری: درک نابرابری‌های اجتماعی می‌تواند در میان اقشار مختلف جامعه متفاوت باشد. این نابرابری‌ها در اقشار پایین جامعه حس نابرابری را افزایش داده و زمینه آسیب‌های اجتماعی را فراهم می‌آورد در حالی‌که در اقشار متوسط تحصیل‌کرده جامعه احساس وجود بی‌عدالتی اجتماعی را تقویت کرده و زمینه نارضایتی را ایجاد کند.

سلامت: افرادی که از سلامت جسمی و روانی برخوردارند احساس شادمانی بیشتری دارند. از طرف دیگر افرادی که شادمان‌تر هستند کمتر از افراد افسرده بیمار شده و کمتر نیز می‌میرند(بلک اسلی، گروسارت متیک).

ویژگی‌های شخصیتی: افراد شادمان بیشتر احساس می‌کنند که بر زندگی خود کنترل و تسلط دارند. این در حالی است که افراد افسرده خود را بازیچه دست سرنوشت می‌پندارند. همچنین افراد شاد در مقابل مشکلات قدرت تاب‌آوری و ابراز وجود بیشتری داشته و آمادگی بیشتری برای تجربه زندگی از خود نشان می‌دهند.

هدفمند بودن زندگی: انسان برای داشتن زندگی شاد و پربار نیاز به اهداف و چشم‌انداز وسیع برای آینده دارد. فقدان چنین اهدافی می‌تواند منجر به سبک زندگی ملالت‌بار و عادات رفتاری ناسالم ازجمله لذت‌جویی شدید، تمایل به افراط در تفریح، خوشگذرانی، پرخوری و استفاده از مواد‌مخدر و الکل شود.

موقعیت اجتماعی: افرادی که پیوندهای شخصی، خانوادگی و اجتماعی بیشتری دارند با نشاط‌تر از افرادی هستند که خودشان را در این دنیا تنها می‌بینند. این احساس به میزان زیادی تأیید‌کننده نیازهای اجتماعی افراد و وجود حمایت‌های اجتماعی است. در موقعیت‌های شغلی هرچه که موقعیت شغلی افراد در سلسله مراتب قدرت بالاتر می‌رود و احساس کنترل افراد و مشارکت آنها در تصمیم‌گیری‌های سازمانی افزایش می‌یابد احساس شادی نیز افزایش می‌یابد.

رویدادهای زندگی: ارتباط بسیار روشن و مثبتی میان وقایع مثبت زندگی چون ترفیع شغلی، ازدواج موفقیت‌آمیز و... و فقدان وقایع منفی چون تصادفات، تعارضات و اختلافات بین فردی با احساس شادمانی وجود دارد.

شاخص شادی و نشاط اجتماعی

در بررسی‌های شناختی شاخص‌های توسعه یکی از شاخص‌هایی که مورد توجه قرار می‌گیرد شاخص شادی و نشاط اجتماعی یا به تعبیری دیگر نرخ امید به زندگی یا نرخ امید به آینده است. در واقع نشاط و شادی یکی از ابعاد روانشناختی فرد و جامعه است و فرد و جامعه هنگامی دارای شادی و نشاط خواهند بود که شاخص‌های معیشتی و رفاهی از یک سو و دیگر شاخص‌های فرهنگی، علمی و سیاسی آن جامعه از سوی دیگر از رشد قابل‌قبولی برخوردار بوده یا دست‌کم در سطح مطلوبی قرار گرفته باشد. نباید از نظر دور داشت که رابطه توسعه و نشاط اجتماعی یک رابطه یک‌سویه نبوده و نشاط و شادی صرفاً معلول وضعیت مطلوب اقتصادی و... نیست. این دو متغیر بی‌تردید بر یکدیگر رابطه کنش و واکنش داشته و بر یکدیگر مؤثرند. شادی و نشاط ماده اصلی تغییر، تحول و تکامل انسان است و در جامعه بانشاط و باطراوت زمینه تولید بهتر و اشتغال بیشتر، اقتصاد پویا و سالم‌تر و کسب ثروت مشروع فراهم می‌شود چرا که در چنین محیطی انرژی‌های نهفته در جهت خلاقیت آزاد شده، ذهن‌ها پویا، زبان‌ها گویا و استعدادها شکوفا می‌‌شود. وقتی به یک جامعه نشاط تزریق می‌شود، در پی آن فعالیت‌های روزمره با رونقی دوچندان پی گرفته شده، بخش قابل‌توجهی از انحرافات نسل جوان کاسته می‌شود

...

این روزها بدجور به وبلاگ وابسته شدم هرچی باشه از وابستگی به ادم که بهتره!!! 

امیدوارم این دعای فراموشی و بیتفاوتی هرروز و هرروز در من بیشتر حلول پیدا کنه! 

امروز عین این بچه های اول دبستانی ان چنان استرس ارائه داشتم که دستم یخ کرده بود و فشارم پایین هرچند کار دیر بهم تحویل داده شد و....لی در کل قلبم به دهنم امد امتحان فردا رو هم گذاشتم واسه ی فردا که نگاهی به خلاصه ها و تقلب ها بکنم :)) 

دیگر اینکه فردا هم شاید با دوستان برویم روز اخری را بگردیم و تمام این دوران!! 

الکی از ما شماره حساب میگیرن هرروز چک میکنم و دریغ از ذره ای پول!! 

دارم فکر میکنم من که به کسی نیاز ندارم مگر قبل از حضور برخی من چه میکردم که حالا نمیتونم !! 

بسیار به خواب علاقه دارم به خواب بیدغدغه بی سردرد بی خستگی بیزنگ ساعت!به خوابی که فردایش تعطیلی ام باشد و رفع خستگی...خیلی وقت است که عین تابستان روزهای بیخیالی نداشتم از بس که ان مدت ناشکری کردم لابد... 

این روزها باران میبارد و من خاطره ی خوش دارم از تحول اردیبهشت! 

امان از حرکات کودکانه ی جمعی! 

امروز دوستی را با فکری از ازدواج شاد کردن:) 

اینجا فقط برای خودم مینویسم و چه خوب حسی است بی مخاطبی!!

۱۰ روش برای افزایش رضایت از زندگی

در چند سال اخیر‌، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به بررسی اطلاعات درباره پرسشی پرداخته‌اند که قبلاً‌ برای فلاسفه مهم بود: چه چیزی باعث رضایت ما می‌شود؟

پژوهشگران به این منظور تحقیقات گسترده‌ای در سراسر جهان انجام داده‌اند تا ببینند چگونه چیزهایی مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستی، نوع‌دوستی و عادات روزانه بر احساس بهروزی ما تأثیر می‌گذارد. حوزه جدید روان‌شناسی مثبت پر از یافته‌های جدیدی حاکی از آن است که اعمال ما تأثیر چشمگیری بر احساس خوشبختی و رضایت ما از زندگی دارد. ۱۰ راهبرد ثابت‌شده برای افزایش رضایت عبارتند از:

۱٫ لحظات روزانه زندگی را درک کنیدهر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی تماشا کنید. کسانی که درنگ می‌کنند تا وقایعی را که به‌طور عادی با عجله پشت سر می‌گذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فکر می‌کنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش افسردگی گزارش می‌کنند.

۲٫ از مقایسه بپرهیزیدچشم و هم‌چشمی‌جزئی از بسیاری از فرهنگ‌هاست اما مقایسه خودمان با سایرین می‌تواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.

۳٫ بیش از اندازه به پول توجه نکنیدکسانی که پول را در رأس فهرست اولویت‌های خود قرار می‌دهند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند. این امر در ملل و فرهنگ‌های گوناگون یکسان است. هر چقدر بیشتر رضایت را در کالاهای مادی بجوییم، کمتر آن را می‌یابیم. رضایت، عمر کوتاهی دارد و گذراست. پول‌دوستان نیز در آزمون پویایی و خودشکوفایی نمره اندکی می‌گیرند.

۴٫ اهداف معنادار داشته باشیدکسانی که برای تحقق چیزی ارزشمند تلاش می‌کنند، بسیار راضی‌تر از کسانی هستند که رؤیاها یا آرزویی ندارند. این اهداف می‌تواند به سادگی یاد‌گرفتن مهارتی جدید یا بار آوردن بچه‌ها به شیوه‌ای اخلاقی باشد. انسان همواره برای رشد به نوعی معنا نیاز دارد. به گفته دانشمندان، رضایت و خوشبختی در محل تلاقی لذت و معنا قرار دارد. هدف چه در محل کار و چه در خانه آن است که فعالیت‌هایی انجام دهیم که از نظر شخصی هم لذت‌بخش و هم مهم باشد.

۵٫ در کار ابتکار به خرج دهیدمیزان رضایت شما از شغل تا حدی به ابتکاری که به خرج می‌دهید، بستگی دارد. محققان معتقدند هنگامی‌که خلاقیت به خرج می‌دهیم، به دیگران کمک می‌کنیم و راه‌های بهبود در امور را پیشنهاد می‌کنیم یا کارهای اضافی انجام می‌دهیم، از کارمان بیشتر احساس اغنا می‌کنیم.

۶٫ دوست پیدا کنید و به خانواده اهمیت دهید
افراد راضی معمولاً‌ خانواده دوست و روابط بهتری دارند. اما صرف کمیت رابطه با افراد کافی نیست، بلکه کیفیت آن نیز اهمیت دارد. انسان به رابطه نزدیک نیاز دارد؛ رابطه‌ای که در برگیرنده تفاهم و توجه باشد.

۷٫ لبخند بزنید، حتی زمانی که حالش را نداریدبه‌نظر ساده می‌رسد اما بسیار مؤثر است. افراد راضی امکانات موجود، فرصت‌ها و موفقیت را می‌بینند. وقتی آنان به آینده نگاه می‌کنند، خوشبین هستند و وقتی گذشته را مرور می‌کنند، معمولا گزینه‌های مثبت را می‌بینند. حتی اگر از بچگی اینگونه بزرگ نشده‌اید که نیمه پر لیوان را ببینید، با تمرین نگرش مثبت به عادت تبدیل می‌شود.

۸٫ طوری تشکر کنید که گویی واقعاً قدردان هستید
کسانی که عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً‌ سالم‌تر و‌ خوشبین‌تر هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف پیشرفت می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که به کسانی که به آنان کمک کرده‌اند، نامه تشکرآمیز می‌نویسند، از نظر رضایت در سطح بالا و از نظر افسردگی در سطح پایینی قرار دارند. به علاوه اثر یک نامه تشکرآمیز تا هفته‌ها طول می‌کشد.

۹٫ از خانه بیرون بروید و ورزش کنید
تحقیقات نشان می‌دهد که ورزش می‌تواند به اندازه داروها در درمان افسردگی مؤثر باشد و در عین حال هیچ‌گونه عوارض جانبی نیز نداشته باشد. به علاوه، هزینه آن نیز به‌مراتب کمتر است. ورزش منظم حس تحقق چیزی را به انسان می‌دهد، امکان تعامل با دیگران را فراهم می‌کند، هورمون‌های عامل احساس خوب را در بدن آزاد می‌کند و عزت نفس را افزایش می‌دهد.

۱۰٫ بخشش را فراموش نکنیدنوع‌دوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید و از این کار مقصودی را بجویید. محققان می‌گویند کمک به همسایه، داوطلب‌شدن برای انجام کارهای عام‌المنفعه یا اهدای کالا و خدمات باعث ایجاد احساس خوبی در شخص می‌شود که مزایای زیادی از نظر تندرستی به همراه دارد که از ورزش کردن یا ترک کردن سیگار هم بیشتر است. گوش کردن به درد دل دوست، یاد دادن مهارت‌ها، توجه به موفقیت‌های دیگران و روحیه گذشت نیز به رضایت می‌افزاید. محققان می‌گویند کسانی که برای دیگران خرج می‌کنند، بیشتر از کسانی که برای خودشان خرج می‌کنند، احساس رضایت می‌کنند

ارامش

هنوز دلشوره دارم فرستاد کار را و جایگزین کردم کاش همه قسمت نتیجه رو داده بودم خیلی بد انجامش دادم:( 

خداکنه خوب باشه! 

از اونم هنوز خبری نیست  

خدا خودت ارامش رو بهم برگردون 

بوس

وای خدا.

دلم خیلی شور میزنه خیلی درسطح اینکه انگار دارن رخت میشورن تو دلم! 

هم نگران اونم که جوابی نداده میخوام بدونم حالش خوبه فقط واسم همین کافیه خدایا یه نشونه فقط 

هم نگران این کاری هستم که قرار بود پریروز فوقش دیروز بهم تحویل داده بشه ولی هنوز نشده تا دیدم اصلا اقا فایل رو با خودش نبرده الانم ۱ساعته منتظرم برام بفرسته  

خدا این موقعیت اضطرار و اضطراب و انتظار رو نصیب کسی نکنه  ! 

راستی نگران ارائه امروز امتحان فردا تحویل کار دوستی برای فردا هم هستم روی هیچچی تمرکز ندارم نگران شه هم هستم خیلی 

خدایا ازت میخوام امروز همه چی عالی و خوب برگزار بشه !

۲روز اخر

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.


پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."

لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز چه کار می توان کرد؟ ..."

خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی کن."

او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم.."

آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ...

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او در همان یک روز زندگی کرد.

فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!"

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.

امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟


لطفا این متن را برای دوستان خود ارسال نمایید، کسانی که برایتان ارزشمند هستند، اما اگر این کار را انجام ندادید، نگران نباشید، هیچ حادثه ناخوشایندی برای شما رخ نخواهد داد، شما تنها این فرصت را که به دنیای شخص دیگری با این مطلب روشنایی بیشتری ببخشید، از دست خواهید داد، کسی چه می داند، شاید یکی از دوستان شما هم اکنون بیشترین نیاز را به خواندن این مطلب داشته باشد.

کلی کار دارم

حرفامو نوشتم بدجوری حرفاش اذیتم کرد منم هرچی که تو ذهنم اومد رو نوشتم  

تو روح هرچی ادم بیخوده... 

 

 

کلی کار دارم خدایا خودت صبر بده +فراموشی+بیتفاوتی+تمرکز روی تموم کارها که بهترین حالت تمومشون کنم...