نوشته ای از امین بزرگیان

بازیکنان الجزایر جایزه شان را به مردم غزه تقدیم کردند." 
در ظاهر امر کارى است قابل تقدیر. دفاع از مردمى که تا عناق حیات و ممات شان دست نئوآپارتاید اسرائیل است و صبح و شب شان را یا با سوت خمپاره یا با مارش نظامى حماس سر مى کنند و در این میان زندگى واقعی شان را از دست مى دهند، کار خوبى است. اما باید بنظرم زمینه contexte را براى درک بهتر وضعیت پیش کشید. الجزایرى ها سال هاست که در نظام تک حزبى و شبه فاشیستى بوتفلیقه زندگى مى کنند. مکانیسم بوتفلیقه براى ما آشناست. توسعه مدرنیزاسی...ون و توامان سرکوب سیاسى. یکى از محورى ترین نیازمندى هاى این شیوه اعمال حکومت "دشمن" سازى با اتکا بر نوعى ذات انگارى(اسنشیالیسم) قومى و مذهبى است. "ما باید پیشرفت کنیم تا پوزه فلان و فلان را به خاک بمالیم". ته این فراروایت ناسیونالیسمى با اتکا بر عربیت بوده که با نادیده گرفتن وضعیت دموکراسی در داخل بطور مداوم با چیزى بیرونى-دراینجا اسرائیل- خود را بازسازى کرده است. چیزى که روشنفکران الجزایر مدام گفته اند. باید به این مکانیزم تاخت. سیاهى کنش و رفتار دولت اسرائیل چنانچه تبدیل به ابزارى براى حذف کردن و نابود کردن جامعه مدنى بشود، از محتواى رهایى بخش خود خالى شده و با چیز دیگرى انباشته مى گردد. بوتفلیقه نزدیک سی سال است که در انتخابات فرمایشی رییس جمهور مى شود و در عین حال، مساله فلسطین را براى تنظیماتش پیش مى کشد. این سواستفاده سیستماتیک از محرومان و زجر کشیدگان چیزى دست کم از مکانیسم هاى فاشیستى ندارد و باید بدان شک کرد. ما ماشین هاى تایید و نفى نیستیم. 
نوعى بهره گیرى در میان است. بهره گیرى اى که هدفش ساختن یک کلیت جعلى و توخالى -عربیت در برابر اسرائیل- براى پر کردن حفره جامعه مدنى است. حمله به اسرائیل متضمن آزادگى است. 
ترجیح من این بود که بازیکنان الجزایر در عین حمایت از مردم غزه، این سیکل معیوب را می شکستند. دست بندهاى سبز بازیکنان ایران و هدیه دادن پیراهن هایشان به خانواده هاى کشته شدگان جنبش سبز را بخاطر مى آورید؟
پی نوشت:
از برکات تعطیلى ٤ جولاى گذاشتن دو تا استتوس پشت سر هم است:))

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد