سپند ارند

دعوا بر سر چیست
حقیقت آن است که کاری از دست هیچ کداممان ساخته نبود، نه برای اقلیت‌های دینی و قومی که دستگیر و محکوم می‌شدند و برخی از آن‌ها به پای چوبه دار رفتند و نه برای سربازانی که مرزبان بودند و حالا عده‌ای سرباز وطنی خطابشان می‌کنند و گروهی مسلح آن‌ها را به گروگان گرفته و یکی از آن‌ها را به تازگی کشته‌اند. آیا سوال این است که چه کسی مرزبان را کشت؟ چه کسی کوتاهی کرد؟ چه کسی بیشتر ناله کرد؟ دعوا البته فرا‌تر رفته است. دعوا میان آن‌ها/مایی که هیچ کاری نمی‌کنند/نمی‌کنیم، بالا گرفته است. حالا دعوا بر سر عاملان جنایت نیست، بر سر این است که چه کسی بیشتر قربانیان را در نظر می‌گیرد. هر قربانی را چوبی بر سر مدافعانِ دیگر قربانی کرده‌ایم. دعوا‌ها را مرور کنیم: اگر مرزبان جان دارد، بلوچ سنی مذهب هم جان دارد. اگر سرباز فرزند داشت، معلم کُردِ اعدام شده هم فرزند داشت. اگر فلان حق دارد، بهمان هم حق دارد. حقیقت آن است که قربانیان زیادی هستند/هستیم که سوراخ حاجت را گم کرده‌اند/ایم. حالا توی سر و کله خودمان می‌زنیم و یکدیگر را متهم می‌کنیم که اگر فلان جا فریاد می‌زنید چرا بهمان جا و به خاطر فلان قربانی فریاد نزدید. البته به آنهایی که دایم چوب دستشان گرفتند و منتظرند کسی حرفی بزند که بر سرش بزنند هم می‌توان گفت جناب مدافع حقوق انسان‌ها، مثلا چرا در مورد حقوق همجنسگرایانی که اعدام شدند صدایت در نیامد، آیا آن‌ها حق ندارند؟ چرا در برابر قتل فلان طلبه‌ای که به دست چند چاقوکش کشته شد، صدایت در نیامد؟ 
شاید بهتر است این سوال را از خود بپرسیم اصلا دعوا بر سر چیست؟ بر سر آنکه چه کسی بیشتر دغدغه حقوق بشر دارد؟ چه کسی بیشتر حواسش به اقلیت‌ها هست؟ چه کسی بیشتر شعار حمایت از حاشیه‌نشین‌ها را سر می‌دهد؟ چه کسی بیشتر عکس داغ‌خوردگان را به لباسش می‌چسباند؟ 
یا چه کسی حرف درست می‌زند؟ آنکه محفلش بزرگ‌تر است؟ آنکه با فلان گروه سیاسی نشست و برخاست دارد و چند روزی هم با فلان عضوِ فلان حزب هم‌بند بوده است؟ آنکه رفقای رسانه‌ای بیشتری دارد که دایم بادش کنند؟
به راستی دعوا بر سر چیست؟ بر سر آنکه قربانیان را دایم بر فرق سر هم بکوبیم؟ 
سلامتی سه کس: زندونی و سرباز و بی‌کس

نظرات 1 + ارسال نظر
(*◕‿◕)عاشق یک لحظه نگاهت (*◕‿◕) چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 06:33 ب.ظ http://rahmat14.blogfa.com

سلام علیکم


یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آنگونه که هستند ، نه آن گونه که ما می خواهیم
یادمان باشد که اگر ،ما باخود آشتی نکنیم هیچ شخصی نمی تواند مارا با خود و
زندگی آشتی دهد
یادمان باشد که باخود و دیگران مهربان باشیم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد


روزگارت بر مراد
روزهایت شاد شاد
آسمانت بی غبار
سهم چشمانت بهار
قلبت از هر غصه دور
بزم عشقت پر سرور
بخت و تقدیرت قشنگ
عمر شیرینت بلند سرنوشتت تابناک
جسم و روحت پاک پاک

آرزو دارم بهــــــــــــــاران مال تو
شاخه‌های یاس ِخندان مال تو
آن خــداونــدی کـه ، دنیــا آفرید
تـا ابــد همـــراه و پشتیبـان ِ تو

.
★    * ♥  ★ *      *   ★     ★  ♡  *    ★           ☆    ♡      ★  *  ★   *   ☆ ★  *  ★   *   ☆  ★   ♥   *   ★     ★  ★  * ♡   ☆           ★    ♥      ☆  *  ★   * ♥  ★★   * ♥  ★ *      *   ★     ★  ♡  *    ★     
★ * ♥  ★ *     ★ *   ★     ★  ♡  *    ★          ☆    ♡      ★  *  ★   ♥ *   ☆ ★  * * ★ *  ☆  ★   ♥   *   ★     ★ 
 ★  * ♡   ☆         ★    ♥      ☆  *  ★   * ♥  ★ * ★   * ♥  ★ *      *   ★     ★  ♡  *    ★   ♡ ★

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد