من هرگز کسانی را که در 25 خرداد سال 88 در پی زندگی شخصی شان بوده اند، درک نکرده ام چه کسانی آن روز، در آن اتمسفر گیرای مست کننده که بوی عطر و عرق در هم پیچیده ب...ود، غایب بودند؟ کجا بودند؟ زمین می خریدند؟ ملک معامله می کردند؟ شیشه ماشین شان را دودی می کردند؟ سر سفره عقد نشسته بودند؟ در خانه سریال تماشا می کردند؟ به گالری رفته بودند؟ سفر زیارتی داشتند و چمدان می بستند؟ تور یک روزه جنگل ابر رفته بودند؟ منتظر بودند تا ساعت از 6 بگذرد و "اضافه کار" بگیرند؟ در مراسم قرعه کشی "یک دستگاه خودروی نفیس" شرکت کرده بودند؟ "خبرهای خوب-خبر های بد" را تقسیم بندی می کردند؟ سینما بودند؟ پارک؟ کافه؟ کجا؟ کجا بودند؟ نمی دانستند کودتا شده؟ نمی دانستند غیاب شان، مقوم "راه نهایی مسئله مردم" خواهد بود؟ نمی دانستند راست قامتان تاریخ در آستانه اند؟ نمی دانستند احمد زید آبادی را برده اند که نیاورند؟ نه! نمی دانستند هنوز هم نمی دانند آنها فقط زبان دولت ها را می فهمند ساعت شان را با ساعت دولت ها کوک می کنند مسیرشان را دولت ها تعیین می کنند منتظرند ببیند "بین التعطیلین" می شود یا نه؟ بن شهروند می دهند یا نه؟ عیدی می دهند یا نه؟ مالیات بر ارزش افزوده زیاد می شود یا نه؟ "مجوز" می دهند یا نه؟ مذاکره می کنند یا نه؟ مشی اعتدال پیش می گیرند یا نه؟ آنها خبر را تنها زمانی می خوانند که دولت ها تایید اش کرده باشند: زمان اعلام تعطیلی مدارس به خاطر بارش برف یا زمان اعلام ظفرمندانه" پاک کردن میهن از لوث وجود عناصر نا مطلوب" ... غایبان 25 خرداد 88، همان غایبان ِ انقلاب 57 اند، غایبان ِ 30 تیر و غایبان ِ همه تاریخ همان ها که اسم "کمون"، "پتروگراد"،"تیان آن من"، "تقسیم"، "التحریر"، "ریو"، "غزه"،"سینتگما"، "پلازا" و ... را هرگز نشنیده اند غایبانی که تا به حال اسم "مردم" حتی به گوش شان هم نخورده است
این متنی هست که توی فیس بوک خوندم!