کسی به خدا گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشتی پس چرا آرزو کنم؟
خدا گفت : شاید نوشته باشم هرچه آرزو کند...
زندگی زندان نیست , زندگی مجازات نیست . زندگی یک پاداش است و به آنهایی
تقدیم می شود که لیاقتش را دارند . این حق توست که از زندگی لذت ببری ; اگر این
کار را نکنی , گناه کرده ای .
اگر جهان هستی را همانگونه که یافته ای ترک کنی و آن را زیباتر نسازی , بر علیه آن
کار کرده ای .
قبل از اینکه آن را ترک کنی , آن را اندکی شادتر , زیباتر و دلپذیرتر ساز .
همیشه خلاق باش و از بدترین , بهترین را بساز ; من به این می گویم " هنر زندگی " .
اگر آدم تمام لحظات و مراحل زندگی اش را صرف خلق زیبایی , عشق و شادی بکند ,
مرگ به نقطه ی اوج زندگی او تبدیل خواهد شد . مرگ او زشت , آنطور که هر روز برای
همه اتفاق می افتد نخواهد بود . اگر مرگ زشت باشد , بدین معنی ست که تمام زندگی
بیهوده تلف شده بوده است
در ژاپن , نوشیدن چای طی مراسمی خاص صورت می گیرد . در هر معبد " ذن " یا در
منزل هر شخصی که استطاعتش را دارد , مکانی به مثابه ی یک معبد کوچک برای
نوشیدن چای در نظر می گیرند . آنها نوشیدن چای را که امری روزمره و پیش پا افتاده
بشمار می آید , به نوعی چشن تبدیل کرده اند .
کاری که با چای می توان انجام داد , با هر چیز دیگر هم می توان به انجام رساند ;
مثل لباس یا غذا . اگر حساس باشی متوجه می شوی که لباس صرفا برای پوشاندن
بدن نیست , بلکه نشانگر شخصیت , سلیقه , فرهنگ و در نهایت وجود توست .
هر کاری می کنی باید بیانگر شخصیت , و خاص خودت باشد , به اصطلاح باید
امضای تو را داشته باشد . آنگاه زندگی به جشنی مداوم تبدیل می شود
یک کودک جاه طلب نیست , آرزویی ندارد . او مجذوب لحظه می شود ــ لحظه ی پرواز
پرنده ای با بالهای گسترده , چشمان او را تمام و کامل به خود جذب می کند . مشاهده ی
پروانه ای زیبا و رنگارنگ کافی ست تا او را به وجد آورد . تصور چیزی غنی تر و چشمگیر تر
رنگین کمان و شب های پر ستاره برایش امکان پذیر نیست .
معصومیت غنی ست , پربار است , ناب است
خب فرصت این همایشم تموم شده بود ولی از هرچی همایش و مقاله و درس و فرصت نهایی و چکیده و سرچ و ...همه چی متنفرم!
خاک برسرشون که اینقدرم شان و منزلت واسه درس قائل نیستن گله ای پیام نور /علمی کاربردی/ازاد و همه رو درست کردن تا همه سرکار باشن!
دلم زندگی خالی از همه ی این مسائل میخواد!ارام سکوت بی دغدغه!
شایدم ع...مخصوصی کمک نکرد که من هیچ مقاله ای نداشته باشم!خدا جوابتو بده اگر قصدت این بوده!شاید نفرین بوداین حرفم!
هی هرروز الکی بیشتر و بیشتر مینویسم و خوراک ذهنی م بیشتر میشه باید اینا رو بنویسم که ذهنمو بتونم متمرکز کنم خداکنه بدش نیومده باشه اس دادم اخرش:(خودش گفت مراسم شامو دارن)
بدم میاد هی الکی باید دروغ بگم؛(
دلم میخواد یه برنامه خو ب بنویسم.
فردا ۷تموم میشه!
دلم میخواد یه برنامه خوب بنویسم همه جانبه و بهش پایبند باشم جدیه جدی!
احساس کردم خیلی ناراحته بغض تو گلوشه::::(ناراحت شدم.
بدم میاد هی دونگ جین میگه فال بگیر!
امروزم بهش گفتم خیلی دل گنده ای نمیدونست فایلش و کجا گذاشته طبق معمول داشت یقه و پاچه مارو میگرفت!
قهوه ش خوب نبود فهمید شکر ریختیم:)))))
ماهم هی انکار کردیم
ترزا چه ادم گه...ی هست!
میگفت ع.م رو دیروز گرفتن و تعهد و ازاد!چه دوستای خوبین پاشده یکاره رفته ق...ما رو ...
مقاله های سه...به دردش خورده پس منم حق داشتم ولی خدا خودت رسوا نکن...
مرسی.بوس.
خیلی خارجی ها دوستمون دارن و تحویلمون میگیرن تایلند رو ۳نفر رفتن به خاک و خون کشیدن ای تو روحتون با این آبروییییییییییی که واسه ایران گذاشتید!
۴روز دیگه تایلندم بهمون ویزا نمیده!گیر افتادیم ها!
گاهی فکر میکنم فقط دری وری نوشتنو و از همه جا حرف زدنو دوس دارم!نه درس نه روانم میگم شاید خوب نبود!میخوندم از کجا معلوم دوس داشتم اصلا من از در ودیوار خوشم نمیاد از جایی که هی یه سری رفتار بهش حاکم باشه مثلا همه ی منابع باید اینطوری باشه یعنی هیچ جوره ذهنم فننی نیست لابد همون هردم بیلی و هرچی خوش اید برنامه ای خلاصه ندارم!شاید م اصلا نمیدونم تکلیف چیه فقط خوشحالم این دنیا ته داره و اخرش همه میمیرن واگرنه بشر چه ها که نمیکرددددد
خدا روشکر پارتی بازی و تقلبم توش کم اتفاق میافته:)