۰۰۰

کار که کمی جلو میرود ذوق میکنم ولی هی برمیگردم عقب !دلم میخواد یه تاییدیه بگیرم بگن بهم چه خوب انجامش دادی!افرین تا اینجا عالی حالا برو جلو! 

ولی کار تمام شده میخواهند ۳فصل انجام شده را میخواهند ... 

نتیجه میخواهند نه راه طی شده... 

من از این بزرگ شدن میترسم میدانی؟!

از پیامبر (نقل شده از وبلاگی)

مردی در ماه رمضان به سراغش آمد و گفت که در روز با همسر خود نزدیکی کرده و لذا روزه اش را به عمد شکسته و می خواهد کفاره بدهد تا خداوند او را ببخشد. پیامبر گفت باید 60 روز روزه بگیری. جواب داد توانش را ندارم. گفت برده ای را آزاد کن. جواب داد، برده ای ندارم. گفت 60 فقیر را سیر کن. جواب داد بی پولم. پیامبر قدری خرما به او داد و گفت به مردم مستحق بده. جواب داد خودم از همه مستحق ترم. پیامبر لبخند زد و گفت برو و با همسرت این خرماها را بخور  تا خداوند تو را ببخشد

مامی

مامی سرش درد میکنه خداکنه زود خوب بشه الان رفته امپول زده! 

انگار پیر شده ! 

خیلی چیزها رو شاید دلش میخواسته ولی نشده! 

یه سفر تنهایی دونفره/خانوادگی/خارجه  

بی مادر بی پدر بی خواهر بی خاله بی پسر بی شوه..بی عمه بی خواهرزاده بی عمو ... 

تنهاست ما شده ایم همه کسش !به ما هم که حرجی نیست! 

سخت انتخاب است یادم نمیاد از بیرون برای مناسبتی با دست پر بیاد خونه :( 

 

کاش سرش خوب بشه! 

خدایا  

بسم ا...

از...

دلم گرفته از این غبار بی سوار 

از این جزوه های وامانده که باید بخوانم تا فرودین  

از این مطلبی که باید تا جمعه جمعش کنم  

از این قراری که دونگ جین ذوق دارد و نمیشود برود از اینکه زود دارند بهم میرسند و او که بزرگتر است و دلش پاک با ایه الکرسی هایی... 

از این بلاتکلیفی او  

از اینکه او هم میشود عین ما بی پ.. 

از اینکه نمیدانم کجای مقاله رو بیارم و کجا را نه  

از اینکه فردا بروم کتابخانه و کدام را ورق زنم  

از اینکه جواد....گاهی سگ محل میکند و گاهی ... 

از اینکه غف...گفت وقت ندارم و انگار دلگیر است... 

از اینکه سه...رفته شهرشان و من تنها شدم  

از اینکه عنب...کار س.ح را سریع میخواند و کار ما حواله به ۴فصل شده... 

از اینکه یه اس تشکر هم وحی...نفرستاد.... 

از دروغگویی لی... 

از داده های اما دراده ی س.خ  

از پروپوزال...نخوانده... 

از شال و کلاه و سرمای فردا... 

از بیحالی خودم از بی انگیزیگی... 

از فامیل درامدن لی...و عن... 

از اینهمه پارتیه او... 

از کتابی که باید بگیرم از ج... 

از وقتی که ندارم بخوانم  

از مجموعه کتابهای ۲۴۰هزاری  

از حقوقی نمیدانم چه قدری... 

از زبان ضعیف 

از بغل و عشق وبوسه ی سو گ... 

از ولنتیان و مشروطی دخترک ... 

از ...

۰۰۰

عین خر گیر کرده ام در گل 

یه مطلب ۳۰هزار و خرده ای کلمه جلوم هست و من نمیدانم چه طوری بچینمش!)) 

 

خدایا کمک کن دیگه ! 

دووستم دیشب خوابش برده بود !!!خوابم میاید دلم ماست میخواهد و نون و تکلیف مشخص!! 

دلشوره دارم هیجان خستگی خواب گرسنگی ...

۰۰۰

خوابم میگیره غصه م میگیره از همین جزوه ی ناخوانده و کمی وقت:( 

نمیدونم چیشد یهو یاد انجام این کار افتادم والا به خدا...

...

فردا باید بسط از صبح بشینم خونه و کارای این رو ردیف کنم تا ۳فصل اول یا همون۵۱ص و روزی ۱۷ص تا جمعه ردیف کنم و بفرستم براش 

 

خداکنه درست و حسابی کار پیش بره خدایا خودت کمک کن !یه خبری هم از دوستم بهم بده همین امشب خواهشا!

۰۰۰

نگران دوستم هستم از عصری که باهم حرف زدیم ازش خبری نیست گوشیشو هی انگار قطع میکنه جواب اس م رو نداد اینها همه بعد از اینکه گفت شاگرد راننده زیادی تحویلش میگیره اتفاق افتاده 

خدایا خودت کمک کن اتفاقی واسش نبفتاده باشه رومم نمیشه به خونه شون زنگ بزنم  

 

نگرانم

بی تفاوتی مدنی(پایان*)۱

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

پبدا شد.

پیدا شد. 

مرسی خدا.بوس