بعضی وقت ها بعضی حرف ها، بعضی خنده ها و گریه ها، اصلا میمیک خیلی کوچک صورت یا مشتى بر روى میز مى تواند جمعیت زیادى را نمایندگی کند. حرف خیلی ها شود. و بماند.
این صادقانه ترین وضعیت و شکل بدن است. تن را به جمع پیوند مى زند. لحظه اى از انقلاب.
اگر این گفته کى یر کگارد را در ترس و لرز به یاد بیاوریم که : "بى تردید اشک ها یک استدلال وحشتناک انسانى اند" بغض قاضى زاده وقتى دارد به استقبال گزارشی درباره امکان بازگشت به ایران مى رود، موضوعى اساسی را پیش مى کشد. چیزى وحشتناک اساسى.
شاید بازگشتن احتمالى ابراهیم نبوى "خبر" باشد یا سخنان روحانى یک "گزارش خبرى"، اما بغض قاضى زاده خود "وضعیت" است. در هیچ خبرى نمى آید بلکه از فرط روزمرگى تنها زیسته مى شود. فاجعه همین وضعیت اکنون است. فاجعه اى که در کسرى از ثانیه به چهره قاضی زاده می آید و خود را نمایش مى دهد.
خبر را اگر نگاه نکردید خیلى مهم نیست، نیم دقیقه اول را اما حتما ببینید.
http://m.youtube.com/
ستارۀ ما
فقط دوماه زندگی در این دنیا کافی است که فرزند آدم بیاموزد برای دوام آوردن باید خندیدن را یاد بگیرد.
شادی آداب نمی شناسد!
رقصیدن، خندیدن، آب پاشیدن، آمدن در خیابانها و همه با هم فریاد کشیدن،جیغ کشیدن ها،و.. همه اینها به ساده ترین شکل ممکن ابراز شادی است.
نمود شادی است در همه جای دنیا. این که خیابانها بند بیاید ، عده ای آن وسط هوس کنند حتی برهنه شوند، عده ای بد مستی کنند، و ...همه اش نمایش جمعی از شادی است.
شادی به کودکانه ترین شکل ممکن واکنشی حاصل از رهایی است.واکنشی که برای خیلی ها تبدیل به کنش... شده است. یعنی برخی مردم دنیا به طورکلی شادند، می بینیم که در طول سال انواع واقسام جشن های خیابانی برگزار می کنند.
اززدن بالش های پر بر سر و کله یکدیگر تا پرتاب گوجه فرنگی و رنگ و...
همه ی اینها در جهان اطراف ما اتفاق می افتد و مردم دنیا یاد گرفته اند شادی را زندگی کنند.
ازبحث تاریخ عبوث و غم زده ما که بگذریم، این غم زدگی ، این اندوه ورزی بدجوری درما رخنه کرده است.
اساسا در اطراف ما کسانی که غمگین ترند، انگار جدی تر و مهم تر اند، اندوهناکی صفت عاقلان است و آنها که می خندند"هنوز خبر بد را نشنیده اند"
این که ما شادی را یادمان رفته همه اش تقصیرحکومت و تاریخ و... نیست.ما اینقدر برای خودمان خط کشی و مرز داریم ، اینقدر ته ذهنمان تمرین اندوه کرده ایم که بادیدن شادی دیگران هم به هم می ریزیم.
در این چند روز بسیار خوانده ام که این چه طرز خوشحالی بود، چرا فلان کار شد؟چرا فلان شعار داده شد؟چرا وچرا ؟؟
و مدام دارم به این فکر میکنم که شادی طرز ندارد، شادی آداب نمی شناسد، چیز سهم گینی هم نیست ، چند حرکت ساده است و چند صدای انسانی که در تاریکی شب همه اش محو می شود.
چیزی که شاید بهتر است تمرین کنیم همین آداب نداشتن ها و پذیرش آداب نداشتن است.
برای سفر به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد . به عادت همیشگی ، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت . به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است . کار تو باعث
میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند .
حال ما ایرانیها چگونه عمل میکنیم . بابا میشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه ، فلانی زنگ زد بگو من نیستم . مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان
چیزو میخرم بعد انگار نه انگار . بابا به بچه اش میگه مامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم
بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه . معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم . فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را بدروغ
جای اصلی میفروشه . مهندس میشه بجای دو متر ، یک متر فونداسیون میریزه ، دکتر میشه ، اهمال در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش میکنه ، تولید کننده محصولات پروتئینی میشه ، گوشت شتر و اسب مصرف میکنه ، رییس هواپیمائی میشه سقوط هواپیما را پای خلبان مرده میذاره وارد سیاست میشه سر ملت شیره میماله . دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل میشود .
دروغ فساد و تباهی جامعه را ببار میاورد . اعتمادها را زایل میکند . لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین میبرد . ظلم و بیعدالتی را گسترش میدهد . منشا بسیاری از معضلات
اجتماعی دروغ است . دروغ ریشه جامعه را خشک میکند .
دروغ در تمامی اجزای زندگی ما ایرانیها براحتی جاری است و چون سیلی که هر لحظه بزرگتر میشود در حال نابودی ما است
مادر ، از آن لحظه که بدلیل تنبلی خود ، شیشه شیر خالی را در دهان نوزاد قرار میدهد تا او را ساکت کند ، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است
ارسالی از طرفه یکی از اعضای پیج.......
۱-دوستی میگفت اگه اینهمه وقتی را که گذاشتی سر اینهمه پست نوشتن میگذاشتی سر پایان نامه الان ۳تا پایان نامه نوشته بودی؛
فکر کردم دیدم اگر من این پستها رو ننوشته بودم کلمات ولم نمیکردند انقدر گرد سرم میچرخیدند و آواز میخواندند تا بالاخره تسلیمشان شوم!
این شد که نوشتم تا کمی رها شوم!
۲-خب هی میخواهم نیایم و تبلیغ منفی نکنم ولی باید باور کرد که این سران با خوشحالی مردم مشکل دارند با لباسهای شادشان با رنگهای لاکشان با امیدشان اصلا!
نزدیک تئاتر شهر که شوی همینطور ون است که پر میشود ! که در وبلاگی خواندم نوشته بود از این زن های ارشاد خطاب به دیگری گفته امروز از این محل ۳۳تا ون پر کردیم!
بعد آدم فکر میکند انگار پوسانتی درکار است هرچه بیشتر حقوق بیشتر !
بعد آدم دلش میخواهد بالا بیاورد روی همه شان!
۳-وظیفه ی ملی و شرعی خودم میدونم که بگم تب کنگو(کریمه) به تهران هم رسیده ! خواهشا گوشت گوسفند و گوساله و سوسیس و کالباس و...از جاهای غیرمطمئن نخرید و در رستورانها تا مدتی نخورید! موقع پاک کردن گوشت هم حتما حتما دستکش دست کنید!
خلاصه که اگر در رستوران هم قصد خوردن غذایی داشتید فقط جوجه و مرغ میتوانید بخورید!
اهالی تلوزیون تا همین اواخر قصد نداشتند این موضوع رو بیان کنند بعد از اینکه دیدند کلی آدم توی مشهد و...مردند مجبور به گفتن شدند!
علایم این بیماری هم مانند آنفولانزاست! تب و سردرد و تهوع و...و همینطور کبودی روی بدن!
خلاصه حواستان باشد!
۴- توی خبرهای یوتیوب که نگاه کنی میبینید بچه های سوئدی جهت حمایت از بچه های سوریه ای (در این کشتار وحشتناک بشار اسد کشته شدند) وارد فروشگاهی میشوند و همه خود را به مردن میزنند (یعنی روی زمین دراز میکشند که باعث تعجب و سوال مردم سوئدی میشه)
خلاصه که فیلم بسیار تاثیر گذاری است وزیبا (+) حتما ببینید خیلی کوتاه و دیدنی است!
بد دنیایی است برای اینکه صدای صلح را به گوش جهانیان برسانی باید خودت را به مردن بزنی! باید بمیری!
تلخ است!!