نقل از وبلاگی

یک ضرب‌المثل تانزانیایی می‌گوید قول و قرارهای عاشقانه از خانه‌ی عنکبوت هم سست‌تر است. و باز هم می‌فرماید دلتان را به دزد امانت بدهید به یار نه...برخی آدم‌ها را نمی‌دانم چه در وجودشان نهفته که وقتی به زندگی‌ات می‌آیند همراهشان هم وابستگی می‌آید هم دلبستگی! وقتی هستند که هستند، وقتی هم نیستند، هستند. بودنشان وزن دارد، نبودنشان هم وزن دارد. لامصب‌ها قوانین نیوتون را به چالش کشیده‌اند.

طرف همه‌اش پنجاه کیلو نیست، اما نبودنش چند تُن حس می‌شود. «منحنی لبخند ِ» یکی از این‌ها کافیست تا «زندگی خطی» و روزمره‌ات را «نقطه‌ی عطفی» باشد و تو را از این رو به آن رو کنند. این‌ها وقتی به زندگی‌ات وارد شدند  روی بند بند زندگی‌ات یادگاری می‌نویسند. و به در و دیوار دلت خط می‌اندازند. این‌ها باید بدانند وقتی چیزی را خط انداختی باید پایش بمانی.باید مرد باشی و  تا آخرش بمانی. آن جای خط را هیچ‌چیز دیگری نمی‌تواند پر کند. شما یک ماشین را که خط بیندازی، حالا این‌را هی ببر صافکاری، هی ببر نقاشی، پولیش بزن و هزار کوفت و کاری دیگر. نه آقا،این ماشین آن ماشین روز اول نمی‌شود. حالا هر چقدر هم صاف و صوف شود، ماشینیست که رویش خط افتاده. باید در دل و جان این ماشین نفوذ کنی تا این را بدانی. حالا حکایت ما آدم‌هاست. هیچ مرهمی نمی‌تواند جای خط آدم‌ها را پر کند. حالا هی خودت را سرگرم کن. هی خودت را گول بزن. جای خالی این آدم‌ها با هیچ‌چیز پر نمی‌شود. این آدم‌ها را اگر دیدید از جانب من به آن‌ها بگویید آدم‌ها را تنها نگذارید، آدم‌ها گناه دارند

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد