کلی طول میکشد کلی روزهای تقویم را خط میزنیم هرروز و هرلحظه ای که نزدیک میشویم به کنکور!
آخرش دیگر مهم نیست که تستی مانده درسی نخوانده متنی دوره نشده !فقط مهم است شر کنده شود شر امتحان!
اصلا به همین امید که شر کنده میشود بلند میشویم امتحان میدهیم !
صبح زود جون میکنیم تا خودمون رو برسونیم به حوزه ی امتحانی ساعت میگذاریم بدخواب میشویم بعد هم کلی مشکل سالن است هواست فضاست و کلی حرف های دیگر برگه را که میدهیم میاییم بیرون !گاهی اشنایی میبینیم !هی سوال میپرسد چه طور دادی؟خوب دادی؟فلان سوال جوابش چه میشد؟فقط دلت میخواهی فرار کنی!
بعد اصلا اصلا هم نمیروی سراغ چک کردن!نمیروی چون احمقانه است چون کاری نمیشود کرد !سعی میکنی به ارزوهایی که یواشی نوشته بودی گوشه های جزوه ها یا یه جاهایی که یادمان باشد بعد از امتحان فلان کار را هم بکنیم یادم باشد فلان جا هم بروم ....
حالا رسیده به امروز به امروزی که شر کنده شد هرچند نه آنچنان دلخواه و ایده ال !
ولی مهم این است که تمام شده و تو حالا باید شروع کنی به دنبال رفتن همان آرزوها و کارهای کوچک یادداشت شده کنار تقویم و جزوه ها!
بی خیال !
میگذرد !
مطمئن باش! خوب میشوی!چک نکن!