زندگی روستایی...

زندگی شهری، زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای نیست.
آدم‌ها در شهرها هر روز بی‌تفاوت از کنار یکدیگر می‌گذرند. ارتباط‌ها در شهرها جزیی‌اند و زود گذر. آدم‌ها نسبت به هم بی‌تفاوتند و غرق‌شدن در شلوغی و هیاهوی شهرها مرگ صمیمیت‌ها و عاطفه‌هاست. شهر انگار که دنیای بیگانه‌هاست 

 

 

 

 

من نوشت: 

دلم کمی گذشته میخواهد گذشته ای که تا به حال انچنان درک نکرده ام و دلم جمع شدن میخواهد بگو بخند میخواهد دلم لباس ها و ارایشهای رنگارنگ میخواهد مهمانی رفتن ... 

دلم مادربزرگ و پدربزرگ مهربون میخواهد با حیاط های بزرگ و ترشی و طاقچه و گلدان و حیاط پر گل... 

دلم خنده های مادرم را میخواهد... 

دلم دلتنگی و دلگرفتگی نم... 

دلم میخواهد با کسی عین او بروم شمال و دریا و همان رویای او با کسی شبیه ولی بهتر از او... 

دلم ... 

دلم دوری و تنهایی خوب و جایی با کشفهای جدید میخواهد... 

دلم...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد