تقدیرگرایی روح قالب تفکر و کنش در جامعه روستایی و عشایری ماست. بدین معنیکه بسیاری از روستاییان بین اعمال خود و تحقق مطلوب اهداف و مقاصد موردنظر ارتباطی نمیبینند، بلکه آن را حاصل قضا و قدر و دست تقدیر روزگار میدانند. در حالی که برنامهریزی و بهبود روش ها، نیاز ضروری به تفکری دارد که مبتنی بر ارتباطی عقلایی بین اهداف و مقاصد با اعمال و روش ها باشد. کنش های احساسی و قمارگونه از دیگر کنش های مضر در جامعه ما هستند. از این روی اساسیترین نکته برای تحقق هر برنامهای در جوامع روستایی کشور ما، توجه به این نحوه های نگرش و رفتار و کوشش در جهت تغییر آنها است. تکیه بر توسعه مشارکتی و آموزشهای مستمر و ترویج از جمله راهکارهای پیشنهادی برای عقبنشینی کنش تقدیرگرایی از کارها و امور روزمره به حوادث و اتفاقات غیرمترقبه هستند.
در سطح کلان اجتماعی نیز توسعه جوامع روستایی از روندی برخوردارست که متأثر از تحولات کلان کشور است. فرآیندهای شهرنشینی، توسعه جوامع صنعتی، بهبود خدمات اجتماعی، حاشیهنشینی و برنامههای کلان توسعه کشور، جملگی بر روند تحولات جوامع روستایی تأثیر میگذارند. شهرها برای تأمین نیازهای شغلی و نیروی کار خود نیاز به مهاجرین روستایی دارند، بنابراین فرآیند مهاجرت از روستا به شهرهای بزرگ طبیعی است، تنها دولت میبایست در ازای عرضه نیروی کار از جوامع روستایی به جوامع شهری و حاشیهنشین، حداقل نیازهای اساسی و تأمین اجتماعی جوامع روستایی و حاشیهنشین را تأمین کند، و باید اشتغالزایی و فرصت های شغلیای را در این مناطق پدید آورد تا بیکاری موجب مهاجرت بیرویه از روستا به شهر و پناه بردنشان به کارهای خلافکارانه و اعتیاد و سایر جرایم و تخلفات نشود. بنابراین موضوع حمایت از صنایع کوچک روستایی و صنایع دستی و صنایع تبدیلی و تکمیلی در کنار توزیع مناسب و عادلانه خدمات اجتماعی و رفاه اجتماعی و ایجاد فرصت های شغلی میبایست در اولویت برنامههای توسعه کشور قرار گیرند.
من نوشت:روستاییان برای اب و برق و گاز به شهر نمیایند فقط و فقط برای نبود کار و اشتغال است...
تا زمانی که کار نباشد ولی اب وبرق و اینها ...باشد باز مهاجرت به شهر خواهیم داشت...