سرمایه اجتماعی...

مؤلفه‌های اصلی سرمایه‌های اجتماعی عبارتنداز اعتماد متقابل اجتماعی، شبکه‌های سازمان‌یافته و هنجارهای پذیرفته شده که همانند سرمایه‌های انسانی می‌توانند در خدمت اهداف و منافع جمعی باشند ‌براین اساس سرمایه‌های اجتماعی در فضایی رشد می‌کنند که ارزش‌ها، تجربة تاریخی مشترک، سنت، مذهب، انقلاب و... ‌به وجود آورنده آن است ‌نمونه بارز این نوع شبکه‌ها را می‌توان در هیأت‌های مذهبی،  و دیگر شبکه‌های داوطلبانه‌ای جست‌وجو کرد که امروزه در بستر شرایط نوین جامعه ایران شکل گرفته است‌ از سوی دیگر سرمایة اجتماعی در پیوندهای ضعیف شبکه‌ای، شکاف‌های ساختاری، قدرت یک‌‌جانبه کنترل منابع و ضعف قدرت چانه‌زنی در بدنة اجتماعی نسبت به ساختارهای تصنعی، تضعیف و کاهش می‌یابد ‌براین اساس سرمایه‌های اجتماعی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:
1- سرمایه‌ اجتماعی شناختی
2- سرمایه اجتماعی، ساختاری‌

سرمایه اجتماعی‌ شناختی به ارزش‌ها، اعتقادات، نگرش‌ها، رفتارها و هنجارهای اجتماعی اشاره دارد که در بین اعضای جامعه به عنوان الگوها و نمادهای مشترک جریان دارد ‌این کارکردها در حالتی شکل می‌گیرد که اعتماد از فرسایش سرمایه‌های اجتماعی، انزوا، ذره‌ای شدن، گسستن پیوند و از بین رفتن شبکه روابط اجتماعی ممانعت کرده و از انسداد، جدایی مردم، گسترش بی‌اعتنایی و بی‌تفاوتی اجتماعی جلوگیری می‌کند‌ در بستر بی‌اعتمادی، برخوردهای تدافعی (دفعی) باورهای خصمانه، شایعات و تصورات قالبی که منشأ دگرستیزی، احساس عدم امنیت و نگرانی‌های درونی و نهادینه شده است، رشد می‌کند.‌همچنین بی‌اعتمادی می‌تواند منشأ پذیرش هویت‌های غیرقانونی به‌ویژه خرده‌فرهنگ‌ها و شکل‌گیری الگوهای انحرافی و گسترش رفتارهای تخاصم‌آمیز و مجرمانه باشد‌. مجموع این شرایط حکایت از اهمیت سرمایه‌های اجتماعی و به‌ویژه نقش آن در احساس امنیت جمعی دارد.‌
در این راستا مفهوم بنیادین مشارکت اجتماعی با احساس تعلق داشتن به جمع، همراهی، همگامی و هماهنگی با جمع معنا می‌یابد و با هدفمندی و هم‌سویی فعالیت بیش از یک فرد ملازم است‌.

مشارکت آنگاه می‌تواند صورت عینی به خود بگیرد که نه به عنوان یک حالت یا وضع مثل شرکت کردن بلکه مشارکت به عنوان یک عمل متعهدانه و برای اهدافی که برای جمع اهمیت یافته، جهت‌گیری کند‌ اما مشارکت نیازمند بستر، شرایط، وضع اجتماعی و روانشناختی خاصی است که هم مقوم انگیزش‌ها و علائق اعضای جامعه به سوی عمل مشارکت‌طلبانه باشد و هم مطلوبیت تداوم آن را برای اهداف اجتماعی با توجه به کارکردها و آثاری که می‌تواند برای حیات جمعی داشته باشد، عینیت بخشد.‌بدون بهره‌مندی از این بسترها و شرایط روانشناختی و اجتماعی نمی‌توان از بروز تداوم رفتار مشارکت‌جویانه مطمئن بود و حرکت آن را در مسیر صحیح و پیش‌بینی شده قطعی دانست‌. مشارکت با وجود آن‌که خود شاخصی از احساس امنیت روانشناختی و اجتماعی است که مردم و اعضای جامعه با اتکا به آن به سوی عمل مشارکتی تشویق شده‌اند اما خود با توجه به آثار و کارکردهایی که می‌تواند برای فرد و جامعه داشته باشد، بستری می‌آفریند که موجب تقویت عناصر امنیت‌شناختی و آرامش درونی شده و تصویری که از جامعه ارایه می‌کند.
تردیدها و ابهامات را کاهش و اقشار متفاوت را به سوی احساس مثبت نسبت به شرایط و ساختار حاکم بر جامعه سوق می‌دهد ‌بنابراین توجه به کارکرد مشارکت‌های اجتماعی برای تبیین نقش این تغییر در فرایند ایجاد امنیت اجتماعی از آن نظر ضرورت می‌یابد که می‌تواند روشنگر آثار کارکردی مستقیم و با واسطه آن در این فرایند باشد.»

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد