حکومت و...

پس ترس و و حشت از جمله عوامل اصلی بقای حکومت استبدادی است . زیرا حاکمان مستبد براین باورند که که با ایجاد ارعاب و وحشت در جامعه، می توان مردم را از هر جهت مطیع و تسلیم حکومت استبدادی کرد  
 فساد عبارت است از سوء استفاده فرد یا گروه از موقعیت یا قدرت اجتماعی که پشتوانه ی اعتماد به او داده شده در جهت رفع نیاز ها و تحفقق منافع و مصالح شخصی یا گروهی. هنگامی که فساد در جامعه تقویت شود به تشدید اعمال غارت گرانه و تجاوز گرانه مردم نسبت به یکدیگر می انجامد. فساد وقتی در جامعه گسترش یابد، گرانفروشی، کم فروشی، دزدی، کم کاری و. . . تشدید می شود. به عنوان مثال: قوم و خویش خواهی در دادن ترفیع یا منزلت فردی در سلسله مراتب اجتماعی و یا دروغ و شایعه پراکنی در زمینه اخبار و اطلاعات اجتماعی و از طریق رسانه های همگانی از نمونه های  فساد اجتماعی می توان بر شمرد.
ارتشا و اختلاس کارگزاران دولتی و خصوصی؛ احتکار، فروش متقلبانه ما یملک عمومی از جمله زمین و منابع طبیعی و هر نوع منابع اقتصادی دولتی به اشخاصی که به هر دلیلی تأمین وفاداری سیاسی شان برای تداوم حاکمیت مهم است. آزادی عمل قایل شدن برای انحرافات اجتماعی مثل توزیع مواد مخدر و کالای قاچاق با گرفتن پول از جمله فسادهای اقتصادی است.
از فراگیری فساد است که ایرانیان باور کرده اند «هر کسی قیمتی» دارد. فساد تا حدی در ایران گسترش یافت که حتی وظایف اداری قانونی نه اعمال غیر قانونی نیز با رشوه گرفتن انجام شد؛ یعنی انجام وظایف اجتماعی فرد هم به قلمرو فساد راه یافت.
صورت خاص دیگر فساد، سوء استفاده از مقام و موقعیت سازمانی در جهت منافع افراد مورد نظر و یا مورد حمایت در سازمان است. همین گرایش فساد آمیز در فعالیت گروهی روشن فکران خود مدار تا فرقه گرایی و باند بازی گسترش یافت تا جایی که افراد مورد نظر یا مورد حمایت حکومت که همان ندیمان و چاکران بودند، برای اثبات خوش خدمتی بدون هیچ حد و مرزی گستاخانه و با خشونت با مردم رفتار
می کردند. زیرا آنها برای مردم هیچ حقی تصور نمی کردند. در مقابل عملکرد گستاخانه آنها مردم نیز حق هیچ گونه اعتراضی نداشتند حتی حق نداشتند به چاکران دون پایه حکومت بی احترامی کنند. زیرا مردم در مقامی نبودند که بتوانند جسارت کنند.
حکومت استبدادی با قرار دادن انسانهای حقیر در رده های بالای سلسله مراتب حکومتی و سرنوشت مردم را به اراده شخصی و خود کامانه ی این انسان های حقیر سپردن مستقیماً به تحقیر مردم می پردازد. تبعیض به عنوان تحقق رابطه نابرابر از مهمترین شیوه های تحقیر مردم توسط این حکومتهاست 
یا حاکمان مستبدی چون قاجاریان تداوم حکومت مستبد خویش را در «تفرقه بینداز و حکومت کن 
قاجاریان معتقد بودند که با ایجاد تفرقه میان مردم و جامعه باعث رشد بی اعتمادی و تشدید اعمال غارتگرانه و تجاوزگرانه مردم نسبت به یکدیگر، تضعیف وفاق اجتماعی، رشد بی تفاوتی اجتماعی تخریب شخصیت فردی و . . . می شدند، تا راحت تر به غارت ثروت و منابع ملی بپردازند.
 
دوره ی افول هر حکومت استبدادی زمینه ای برای رشد جنبش های توده وار علیه حکومت 
 می شد. 
 انقلاب مشروطه نخستین خیزش ایرانیان علیه استبداد بود. ایرانیان خواهان حکومتی بودند که حافظ امنیت و مصالح و منافع آنها باشد. در میان مردم اعتماد برقرار کند. مشقت های زندگی مردم را تخفیف دهد، از وعده های دروغین به مردم بپرهیزد، سوء ظن مردم را نسبت به عملکرد حاکمان برطرف کند، مردم را در تعیین سرنوشت خود آزاد بگذارد
علی (ع) در فرمان خود به مالک اشتر در این باره فرمودند: «مهربانی بر رعیت را پوشش قلبت قرار ده و به آنها محبت کن و لطف داشته باش و برای آن ها چون حیوانی درنده و ضرر رسان نباش که خوردن شان را مغتنم شماری.» 
حاکم باید چنان با مردم رفتار کند که اگر کسی با او همان رفتار را کرد رضایت خاطر داشته باشد.
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد