آزاده کاظمی
در تاریخ تئاتر جهان، اسکار براکت به چند مورد اشاره میکند که آنها را فواید آیینها قلمداد کرده است. در نخستین تعریفی که از فواید آیین به دست میدهد آیین را شکلی از معرفت میداند که انسان با کمک آن میتواند رابطه خودش را با جهان اطرافش تعریف کند. این نخستین کارکرد و ابتداییترین کارکرد آیین است. اگر این شناخت و معرفت در آیینهای نخستین نظاممند نبود و ساختار منطقی و علمی نداشت در آیینهای امروزی کاملا دارای ساختار شده است. یعنی بهخوبی میتوانیم درک کنیم که آیینها و نمایشهای عاشورایی هرکدام چه کمکی به عامه مردم میکنند و آنها را به چه شناختی میرسانند. این شناخت هم شناختی درونی است که بیننده این آیینها از خود به دست میآورد و هم شناختی بیرونی است که از این واقعه معرفت پیدا میکند. شاید تکراری بودن موضوع این نمایشها و بهمرور زمان تکرار شدن آنها واقعه عاشورا را برای هر ایرانی آشنا نگه داشته است اما نمایشهای آیینی عاشورایی مهمترین کاری که برعهده دارند، به معرفت رساندن تماشاگران خود است.
دومین فایدهای که براکت در کتاب خود برای آیین به آن اشاره میکند این است: «آیین میتواند یک روش تعلیم باشد.» شاید این نکته بیشتر در جوامع ابتدایی خود را نشان دهد به جهت اینکه انسان اولیه برای انتقال دانش خود به نسل بعدی به آیین احتیاج پیدا میکرده اما امروزه راههای مناسبتری برای انتقال اطلاعات از نسلی به نسل دیگر وجود دارد. اما شاید هنوز بتوانیم بگوییم آیین کارکرد تعلیمی خود را از دست نداده است به این علت که آیین و نمایش به دلیل ساختار دستهجمعی و تاثیرگذاری که دارند همچنان نمونههای قابل اعتمادتری برای انتقال اطلاعات از نسلی به نسلی دیگر هستند.
سومین وجه از فواید آیین در کتاب تاریخ تئاتر جهان چنین عنوان شده است: «آیین ممکن است برای مهار کردن حوادث احتمالی آینده اجرا شود.» براکت در توضیح این بخش چنین میآورد: «یکی از وظایف عمده آیینها آن است که با اجرای آن نتیجه مورد نظری به دست آید، مثل موفقیت در جنگ، باران مناسب یا کسب نیرویی فوق طبیعی.» این اعتقاد و باور همچنان در میان برگزارکنندگان آیینهای عاشورایی وجود دارد. بنابراین آیین هنوز این بخش از رفتار خود را تغییر نداده است. با رجوع به اعتقاد برگزارکنندگان آیینهای عاشورایی میتوانیم اعتقاد راسخ آنها را در این بخش ببینیم. حضور نیروهای فوق بشری که متصل به مبدأ هستی هستند میتواند برگزارکنندگان این آیینها را از بلایا محفوظ نگه دارند. این باوری است که هنوز به صورت کاملا اعتقادی جریان دارد. اجرای آیینهای عاشورایی درواقع حرکت به سمت نوعی نیروی فوق طبیعی است.
اسکار براکت چهارمین فایده از فواید آیین را چنین معرفی میکند: «آیین غالبا برای بزرگداشت نیرویی فوق طبیعی... به کار میرود.» این وجه از فواید آیین نیز همچنان با نمونه عاشورایی آن در ایران همخوانی دارد. وصل شدن به نیروهای مافوق طبیعی و خود را به آنها نزدیک کردن. این نزدیکی نوعی آرامش، اطمینان و یقین در برگزارکنندگان آن به وجود میآورد.
پنجمین و آخرین فواید آیین که براکت در کتاب تاریخ تئاتر جهان به آن اشاره میکند سرگرمکننده و لذتبخش بودن آیین است. هنگامی که افراد در حال اجرا کردن آیینها و نمایشهای عاشورایی هستند به نوعی لذت و یگانگی میرسند این صحنه مدام در اجرای آیینها و نمایشهای عاشورایی تکرار میشود؛ گریه کردن، لذتی است که از تماشای نمایش و آیین عاشورایی به انسان دست میدهد. این گریه کردن انسان را به نوعی تزکیه میرساند. کلیفورد لیچ در کتاب تراژدی چیست به مساله تزکیه و فواید آن میپردازد. تعزیه و آیینهای عاشورایی چون خود تراژدی هستند بنابراین از این قاعده مستثنا نیستند: در هنگام تماشای آیینها و نمایشهای عاشورایی «پی بردن به اینکه انسان چیست و تا چه حد گناهکار است، به خودی خود خوب و کافی است. در عمل بازشناخت، نوعی رهایی و تزکیه نهفته است.»
من نوشت:کی میداند ان زمان ما حسینی بودیم یا زینبی یا یزیدی...
خوب که نیستیم در ان زمان ...
هرچند که هرزمانه ای حسینی دارد و یزید
فقط خدا کند توهم برمان ندارد...