اختلاس سرمایه اجتماعی

فرید میرموسوی

دور هم نشسته بودیم که یکی از بچه‌ها گفت: امروز راننده تاکسیه صد تومن کرایه اضافه‏تر از من گرفت، میگم آقا صد تومن اضافه گرفتی، میگه‌ ای بابا طرف سه‌هزار میلیارد بلند می‌کنه هیچی نمی‏گید حالا ‌گیر دادی به این صد تومن کرایه ما. اون یکی گفت: راست میگه من هم زنگ زدم به بیمه پیگیری خسارتم را بکنم که چرا اینقدر طول کشیده طرف برمی‏گرده میگه: ول کن بابا سه‌هزار میلیارد را بچسب. اون یکی که در بانک کار می‌کند، می‌گوید: سپرده‌های بانک ما یک‌دفعه کاهش پیدا کرده، مردم انگار ترسیدن. اون یکی جواب می‌دهد: معلومه خب چطور ما که می‏خوایم یک تومن وام بگیریم صد تا ضامن و نامه کسر از حقوق و غیره از ما می‌خواهند. ما یک ماموریت رفتیم از طرف اداره هی‌ گیر دادن به فاکتور کرایه ماشین و پول غذا، می‌گم بابا تو آن دو روزه من که پیاده نرفتم، باد هوا که نخوردم یک حداقلی تعریف کنید پولش رو بدید، میگن نمیشه سند می‏خواد. اون یکی می‌گوید: تو بازار هم همینه‌ها، دیگه نمیشه به اعتبار آدم‌ها حساب کرد یارو 10 سال کاسب بازاره یکهو میزنه درمیره این دوره زمونه آدم باید دو دستی مالش را بچسبه بذاره زیر سرش.
در دهه‌های گذشته اقتصاددانان لزوم رسیدن به توسعه و رفاه را در سرمایه اقتصادی و نیروی کار جست‌وجو می‌کردند اما بعد از مدتی اقتصادان‌های نئوکلاسیک به عامل سرمایه انسانی و نیروهای کار متخصص اشاره کردند، در ادامه تحولات در سال‌های 1980 مفهوم سرمایه اجتماعی آرام آرام به عنوان فاکتوری مهم در روند توسعه و رفاه یک جامعه مورد توجه قرار گرفت و اقتصاددانان اغلب از آن به عنوان چسبی که جامعه را به هم پیوسته نگه می‏دارد با عنوان سرمایه اجتماعی یاد می‌کنند. به نظر آنها مهم‌ترین نقشی که سرمایه اجتماعی در روند توسعه ایفا می‌کند، کاهش هزینه‌های معاملاتی است. به عنوان مثال اگر در یک جامعه افراد به همدیگر اعتماد داشته باشند در هنگام خرید و فروش اجناس خود نیاز به وجود یک فرد واسطه جهت شاهد معامله و اعتباربخشی به آن پیدا نمی‏شد. پس بدون وجود واسطه هزینه حق دلالی کاهش پیدا می‌کرد. بنابراین در جامعه‏ای که افراد به یکدیگر اطمینان دارند معاملات اقتصادی پررونق‏تر و کم‌هزینه‏تر است و این خود موجب رونق اقتصادی می‌شود. سرمایه اجتماعی با سرمایه انسانی فرق دارد، سرمایه اجتماعی چیزی نیست که به صورت فردی به‌دست آید مانند تحصیلات، بلکه سرمایه اجتماعی در صورتی معنا‏دار است که بیش از یک نفر در آن سهیم باشند. سرمایه اجتماعی می‌تواند از دو نفر که با هم کار می‌کنند تا یک ملت را دربرگیرد.  

منابع ایجاد‌کننده سرمایه اجتماعی از منظر فوکویاما این‌گونه دسته‏بندی می‌شود: 

1- هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته شده‏اند مانند دولت و نظام‏ قانونی- 

2- هنجارهایی که خودجوش هستند و از کنش متقابل اعضای یک جامعه به وجود می‏آیند- 

3- هنجارهایی که از جامعه دیگر برخاسته‏اند و 

4- در نهایت هنجارهای طبیعی مانند خانواده، نژاد و قومیت. 

مفهوم سرمایه اجتماعی را امروزه در سه سطح خرد، میانی و کلان تقسیم می‌کنند به این معنی که در سطح خرد روابط بین افراد را در بر می‏گیرد مانند: اعتماد به اعضای خانواده، دوستان و همکاران،  

همچنین وجود ارزش‌های اجتماعی مثبت چون صداقت، امانتداری و تعهد در مقابل ارزش‌های منفی مانند، تقلب، کلاهبرداری و چابلوسی. 

 در سطح میانی روابط افقی و عمودی مدنظر قرار می‏گیرد که روابط افراد بین نهادها و سازمان‌ها در این زمره هستند، نظریه‏پردازان این سطح، افرادی همچون کلمن و پاتنام هستند. به نظر کلمن سرمایه اجتماعی ترکیبی از ساختارهای اجتماعی است که تسهیل‌کننده کنش‏های معینی از کنشگران در درون این ساختارهاست. به عنوان مثال در یک اجتماع روستایی که کشاورز علوفه را از کشاورز دیگر می‏گیرد و ابزار و ادوات کار کشاورزی را به طور گسترده به یکدیگر قرض می‌دهند، سرمایه اجتماعی اجازه داده که هر کشاورز کارش را با حداقل سرمایه فیزیکی انجام دهد. اما سرمایه اجتماعی در سطح کلان مربوط می‌شود به نظریه‏ نورث. او از منظر اقتصاد سیاسی و در سطح کلان سرمایه اجتماعی را مورد مطالعه قرار داده‏ است. این سطح سرمایه اجتماعی روابط قراردادی و ساختاری نهادهای کلان اعم از دولت، حکومت سیاسی و نظام‌های قضایی و حقوقی را در بر می‏گیرد. در سطح کلان با سرمایه اجتماعی ساختاری سروکار داریم که اعتماد به نهاد‏های حاکمیتی و تخصصی مانند بیمارستان‌، بیمه‌ و بانک‌ها از آن جمله هستند. متاسفانه در کشور ما تضعیف سرمایه اجتماعی در سطح کلان موجب کاهش این سرمایه در سطوح دیگر شده است. اینکه افرادی توانسته‏‏اند در سطوح بالا مقدار معتنابهی سرمایه اقتصادی اختلاس کنند، نباید این اجازه را به دیگران بدهد که به اعمال خلاف عرف خود هرچند اندک مشروعیت ببخشند. متاسفانه در یک فضای نابهنجار امکان سوءاستفاده از این فضا و برهم زدن بیشتر هنجارهای اقتصادی و اجتماعی بیشتر می‌شود.اختلاس رخ داده به هر دلیل که به وقوع پیوسته ‏است موجب تضعیف اعتماد و سرمایه اجتماعی مردم نیز شده است. برای جبران این سرمایه شاید بهتر باشد ضمن ترمیم منابع سرمایه اجتماعی نهادی در کشور به منابع دیگر سرمایه اجتماعی بیشتر توجه کنیم. منابعی که خودجوش هستند و از کنش‏های متقابل مردم با یکدیگر به وجود می‏آیند 

 

 

من نوشت:آن وقت است که بزرگی اختلاس میکند و مردم مشروعیت میدهند به دزدی های کوچکشان از یکدیگر از کرایه ی تاکسی بگیر تا ... 

به قول آمریکایی ها تو عمل منفی جوابش مثبت نمیشود،حواسمان باشد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد